الشيخ المنتظري
162
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
شكوه از سستى ياران « كَمْ اُدَارِيكُمْ كَمَا تُدَارَى الْبِكَارُ الْعَمِدَةُ ، وَالثِّيَابُ الْمُتَدَاعِيَةُ ، كُلَّمَا حِيصَتْ مِنْ جَانِب تَهَتَّكَتْ مِنْ آخَرَ ؟ » ( تا چند با شما مماشات كنم آن گونه كه با شترهاى جوانى كه سنگينى بار كوهان آنها را كوبيده مماشات مىكنند ، و چنان كه با جامه هاى كهنه كه پى درپى دريده شده و هرگاه از سمتى بدوزند از سمت ديگر پاره مىشود مدارا مىنمايند ؟ ) « اداريكم » و « كما تدارى » از مادّه « مداراة » هستند . « بِكار » جمع « بَكر » به معناى شترهاى جوان است كه قهراً بر اثر تازه كارى و سنگينى بار كوهانشان درد مىگيرد و از اين جهت ناراحتى دارند ، ولى « بِكر » به معناى دختر باكره است . « عَمِدَ يَعْمَدُ » به معناى « وَجِعَ يَوْجَعُ » است و مصدر آن « الوجع » به معناى درد است . « البكار العمدة » يعنى شترهاى جوان دردناك ; دردى كه مربوط به كوهان در اثر بار بردن ايجاد شده است ، ظاهر آن زخم نيست ولى از زير پوست كوبيدگى پيدا كرده است . با اين قبيل بچه شترهايى كه تازه دارند باربر مىشوند و به اين قبيل درد مبتلا شده اند جز مدارا كردن راه ديگرى نيست . حضرت در اين عبارت مردم كوفه را به اين قبيل شترها تشبيه فرموده و مىگويد : « كم اداريكم كما تدارى البكار العمدة » تا كى و چقدر با شما مدارا كنم آن گونه كه با شترهاى تازه كارِ دردمند مدارا مىكنند ؟ « و الثّياب المتداعية » ، اين هم يك تشبيه ديگر است ; حضرت مردم را به لباسهاى كهنه پوسيده تشبيه كرده كه وقتى جايى از آن را مىدوزند جاى ديگرش پاره مىشود . « متداعية » باب تفاعل از مادّه « دعوت » است ; يعنى گوشه اى از آن گوشه ديگر را به پاره شدن دعوت مىكند . فرموده اند : چقدر با شما مدارا كنم آن گونه كه با لباسهاى مندرسى كه « كلّما حيصت من جانب تهتّكت من آخر » هرگاه طرفى از آن را مىدوزند طرف